تبليغاتX
دندون87

دندون87

وب نوشت های چند دانشجوی دندانپزشکی

مناجات......

گفتم: خدای من، دقایقی بود در زندگانیم که هوس می کردم سر سنگینم را که
پر از دغدغه ی دیروز بود و هراس فردا، بر شانه های صبورت بگذارم، آرام
برایت بگویم و بگریم، در آن لحظات شانه های تو کجا بود؟


گفت: عزیزتر از هر چه هست، تو نه تنها در آن لحظات دلتنگی، که در تمام
لحظات بودنت برمن تکیه کرده بودی، من آنی خود را از تو دریغ نکرده ام که
تو اینگونه هستی، من همچون عاشقی که به معشوق خویش می نگرد، با شوق تمام
لحظات بودنت را به نظاره نشسته بودم.

 

گفتم: پس چرا راضی شدی من برای آن همه دلتنگی، اینگونه زار بگریم؟


گفت: عزیزتر از هر چه هست، اشک تنها قطره ای است که قبل از آنکه فرود آید
عروج می کند، اشکهایت به من رسید و من یکی یکی بر زنگارهای روحت ریختم تا
باز هم از جنس نور باشی و از حوالی آسمان، چرا که تنها اینگونه می شود تا
همیشه شاد بود

.

گفتم: آخر آن چه سنگ بزرگی بود که بر سر راهم گذاشته بودی؟


گفت: بارها صدایت کردم، آرام گفتم از این راه نرو که به جایی نمی رسی، تو
هرگز گوش نکردی و آن سنگ بزرگ فریاد بلند من بود که عزیزتر از هر چه هست
از این راه نرو که به ناکجاآباد هم نخواهی رسید

.

گفتم: پس چرا آن همه درد در دلم انباشتی؟


گفت: روزیت دادم تا صدایم کنی، چیزی نگفتی، پناهت دادم تا صدایم کنی،
چیزی نگفتی، بارها گل برایت فرستادم، کلامی نگفتی، می خواستم برایم بگویی
و حرف بزنی. آخر تو بنده ی من بودی چاره ای نبود جز نزول درد که تنها
اینگونه شد تو صدایم کردی.

 

گفتم: پس چرا همان بار اول که صدایت کردم درد را از دلم نراندی؟


گفت: اول بار که گفتی خدا آن چنان به شوق آمدم که حیفم آمد بار دگر خدای
تو را نشنوم، تو باز گفتی خدا و من مشتاق تر برای شنیدن خدایی دیگر، من
می دانستم تو بعد از علاج درد بر خدا گفتن اصرار نمی کنی وگرنه همان بار
اول شفایت می دادم.

 

گفتم: مهربانترین خدا، دوست دارمت

 ...


گفت: عزیزتر از هر چه هست من دوست تر دارمت

(منبع: my mail )

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم آذر 1389ساعت 23:39  توسط زهره عبداللهی 

10 نامه

سلام!(جواب سلام واجبه.)
۱- یکی داره حساب می کنه که کدوم گزینه بیشتر تو جواباس.یکی داره حساب می کنه اگر کدوم درسا رو بخونه پاس میشه.یکی هم داره فکر می کنه که اون ۶ ماهی که بیکاره تا امتحان علوم پایه بعدی چی کار کنه.سه چهار روز دیگه بیشتر نمونده.
 
۲-من سئوالا رو دارم.خیالم هم راحته.اولین نفر هم بلند میشم.به هیچ کدومتون هم نمی دم.پاس هم میشم.هر کس هم فحش بده به خودش بر می گرده.
 
۳-مثل این که قراره امسال برامون جشن شکوفه ها بگیرن.می خوان به هممون سر صف یک شاخه گل بدن.امسال کلاسامون از کلاس اولی ها هم زودتر شروع میشه.خوشحال باش همکلاسی.خانوم رئیس هم میخوان سر صف صحبت کنه.بگه بچه ها غیبت بده.غیبت جیزه.(غیبت ایهام داره خب.)
 
۴-آخه من نمی دونم این امتحان چه کوفتی بود دیگه.(من هنوزم سئوالا رو دارم.)
 
۵-عکسا رو قرار شد دیر معرفی کنیم تا ملت جایزه ها رو بیخیال شن.
    -عکس اول :دوست عزیز من.دکتر رضا شهریاری
    -عکس دوم:دوست باز هم عزیز من.دکتر محسن گلچین
    -عکس سوم که دارای کمترین خطا در تشخیص دوست گلم.دکتر سید مسعود ایرانمنش
    - عکس چهارم دوست خوب من.دکتر پویا مهماندوست
    - و عکس آخر.هم اتاقیه من.عزیز من.دکتر سعید نیلی
بقیه دوستان هم نمی خواستن ریا بشه و اینا.عکساشون رو ندادن.ما هم تویه خونمون نمی دونیم اصلا عکس چی هست و با چه وسیله ای گرفته میشه.آره بابا.
 
۶- خانوم ها شهریاری و خالقی من هنوز شرطم رو یادمه.سر بازیه آلمان آرژانتین.خوبه من به یواخیم لو گقتم کم بزنه وگرنه تیمتون الان گلدون شده بود و مردم کشورشون باید هر روز بهش آب میدادن.شام رو یادتون نره.میتونین هم ندین ولی خب پلی هست که قراره شما از روش رد بشین بعد ها.من اونور واستادم.اگر شام داده بودین که میزارم بیاین و گرنه میندازمتون پایین.از ما گفتن.(بماند که اسپانیا قهرمان شد.)
 
۷-ای کسی که خنجر از پشت میزنی.ای کسی که میخوای توطئه کنی.ای عامل فتنه و آشوب.ای کسی که میای پیشنهاد عوض کردن مدیر وبلاگ رو میدی!اولا وبلاگ مال همه ی بچه هاست.بعد هم همه ی بچه ها چیزی دارن به نام یوزر و کلمه ی عبور که برای وارد شدن به وبلاگ و گذاشتن مطلب میشه ازشون استفاده کرد.خودت بیا مطلب بزن گیر دادی به این مدیر بدبخت چرا.من که میدونم دشمن بهت یک میلیارد کمک کرده تا اغتشاش کنی ولی بدون که جای من محکمه!وقتی دادم بردنت ازت اعتراف گرفتن بعد حساب کار دستت میاد.
 
۸-آره آقا.من بیکارم.دلم خواست همچین پستی بزنم.چون سئوالا رو دارم.
 
۹-حالا چون اصرار می کنین یک کمکی بهتون میکنم.آناتومی و فیزیولوژی و پاتولوژی رو خوب بخونین که سئوال زیاد میاد.روی فیزیک پزشکی و روان و انگل و قارچ و بهداشت هم زیاد حساب نکنین.سئوالاش کمه.دیگه چی میخواین.این هم از کمک من.دیگه بقیش با خودتون/همچنان فحش ها بر می گرده.
 
۱۰-در آخر امیدوارم هممون پاس بشیم.بریم بخش.میگن یک حالی میده.دور همیم.فقط ۱۵ تا درس ناقابله.که سه تاشون امتحاناش تو یک روزه.دیگه قشنگ بعد از امتحان یک استراحت درست و حسابی منتظرتونه.اینقدر بیکاری می شیم و وقت آزاد داریم که خودمون میریم آموزش ازشون میخوایم برامون درس و بزارن یکم.۱۵ تا که چیزی نیست.
 
 
 
+ نوشته شده در  شنبه بیستم شهریور 1389ساعت 12:10  توسط رضا عابدی  |